السيد محمد محسن الطهراني
22
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى)
ولى چه سود كه ديگر نه آن عزيز در ميان و نه كسى كه بتواند حتّى اندكى از آن سرچشمهء نور و بهاء و عظمت نور افشانى كند موجود . و همچو مولاى متّقيان أميرالمؤمنين عليه السّلام كه سختترين روز حيات خود را روز ارتحال رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم مىشمرد ، ارتحال اين رجل الهى ثلمهاى جبرانناپذير و صدمهاى نابخشودنى بر ضمير تلامذهء راستين ايشان نهاد . انگيزهء تشكيل مجالس حديث عنوان بصرى مدّتى از اين ضايعه نگذشته بود كه بسيارى از اخلّاء روحانى و رفيقان طريق از اين وضعيّت اسفبار و خلأ معنوى و علمى و روحى موجود به تنگ آمده ، از اين روسياه به جهت انتساب به حضرتش تقاضاى محفل انسى و مجلس بحثى حول محوريّت مبانى و مطالب و اسرار راه و ظرائف طريق كه از آن بزرگ بر خاطرها و ضمائر بجاى مانده است نمودند . اين ناچيز كه حتّى تصوّر و تخيّل ورود در اين بوادى و اقدام به بيان اينچنين معارف حقّه و الهيّه را نمىنمود ، چرا كه وجود او وجود فعلى و تمام و عارى از هر عيب و نقص و شَين ، و متحلّى به صفات و اسماء و ملكات كماليّهء وجود اتمّ حضرت حقّ جلّ و علا ، و اين روسياه در كمال نقصان و محروميّت و امكان ، چنان كه فرمود : سيهروئى ز ممكن در دو عالم * جدا هرگز نشد والله أعلم [ 1 ] از قبول تقاضاى اخوان بنا بر عللى امتناع مىورزيد ، تا اينكه اهتمام برادران ايمانى و اعزّهء روحانى بر تشكيل اين مجالس و بحث حول مطالب مذكوره ، حقير را اوّلًا در محذور قبح رنجشخاطر آنان قرار داده ، ثانياً از باب ما لا يُدرَك كلُّه لا يُترَك كلّه ( آب دريا را اگر نتوان كشيد هم به قدر تشنگى بايد چشيد ) با كمال شرمندگى و سرافكندگى ، لطف و عنايت أحبّه و اعزّه را بديدهء منّت پذيرا گشتم ؛ باشد كه مرهمى بر دلهاى سوخته و اندك التيامى بر نفوس متألّمه از فقدان آن عارف و اصل
--> [ 1 ] - گلشن راز ، ص 72 .